Saturday, May 14, 2005
fallacy
ضعف یک استدلال را تشخیص دادن دقت و وقت کافی میخواهد که با عادات معمول وبلاگخوانی چندان سازگار نیست. چون اگر بخواهی بیش از چند دقیقه وقت هر مطلب بکنی از کار و زندگی میافتی. علاوه بر آن بعضی اوقات استدلالهای ضعیف چنان با صنایع کلامی مثل استعاره و کنایه و ایهام و غیره آراسته شدهاند، و دلنشتن و موزون نوشته شدهاند، که ضعف استدلال فراموش میشود و خواننده مسحور از جملات زیبا، ناخودآگاه آن را میپذیرد. خواستم به چندتا از این استدلالهای غلط (مغلطه؟) اشاره کنم شاید برایتان جالب باشد و جایی بدرتان بخورد (البته این مثالها از صنایع کلامی بهرهای نبردهاست و فقط برای روشن شدن موضوع است).
نردبان باعث دزدی است!
ممکن است دو پدیده به هم مربوط باشند اما این رابطه لزوما رابطهی علت و معلولی نیست. و اصلا رابطهی علت و معلولی وجود ندارد، مثلا:
بیشتر دزدها از نردبان برای بالا رفتن از دیوار مردم استفاده میکنند و فلان جا (مثلا قطب شمال) که نردبان نیست دزدی هم نمی شود. پس نردبان علت دزدی است و اگر فردا تمام نردبانها را جمع کنیم، دیگر دزدی نمیشود!
گاهی هم رابطهی علت و معلولی بر عکس است مثلا:
در فلان محل که همیشه تعداد پلیس زیاد است، جرم و جنایت هم زیاد است و آن محلهی دیگر که پلیس کمتر است جرم هم کمتر اتفاق میافتد. پس حضور پلیس علت خلافکاری است!
البته مغلطه (زمانی تفاوت مغلطه و سفسطه را میدانستم، اما حالا دیگر فراموشم شده. فکر کنم به این جور استدلالها مغلطه میگویند نه سفسطه) بحث مفصلی است و انواع مختلفی دارد. چند مثال دیگر اینجا میآورم اگر روی آن کلیک کنید توضیحی در موردش میتوانید بخوانید (البته متاسفانه به انگلیسی).
تو که دستت پینه نزده، چرا سنگ کارگرها را به سینه میزنی؟
شما یا با ما هستید یا با تروریستها! - «به نقل از جرج بوش»
یارو که فلانیسته یا از فلانی طرفداری میکنه، باید هم همچین نظری بده!
لیست کامل انواع مختلف مغلطهها را میتوانید اینجا بخوانید
نردبان باعث دزدی است!
ممکن است دو پدیده به هم مربوط باشند اما این رابطه لزوما رابطهی علت و معلولی نیست. و اصلا رابطهی علت و معلولی وجود ندارد، مثلا:
بیشتر دزدها از نردبان برای بالا رفتن از دیوار مردم استفاده میکنند و فلان جا (مثلا قطب شمال) که نردبان نیست دزدی هم نمی شود. پس نردبان علت دزدی است و اگر فردا تمام نردبانها را جمع کنیم، دیگر دزدی نمیشود!
گاهی هم رابطهی علت و معلولی بر عکس است مثلا:
در فلان محل که همیشه تعداد پلیس زیاد است، جرم و جنایت هم زیاد است و آن محلهی دیگر که پلیس کمتر است جرم هم کمتر اتفاق میافتد. پس حضور پلیس علت خلافکاری است!
البته مغلطه (زمانی تفاوت مغلطه و سفسطه را میدانستم، اما حالا دیگر فراموشم شده. فکر کنم به این جور استدلالها مغلطه میگویند نه سفسطه) بحث مفصلی است و انواع مختلفی دارد. چند مثال دیگر اینجا میآورم اگر روی آن کلیک کنید توضیحی در موردش میتوانید بخوانید (البته متاسفانه به انگلیسی).
تو که دستت پینه نزده، چرا سنگ کارگرها را به سینه میزنی؟
شما یا با ما هستید یا با تروریستها! - «به نقل از جرج بوش»
یارو که فلانیسته یا از فلانی طرفداری میکنه، باید هم همچین نظری بده!
لیست کامل انواع مختلف مغلطهها را میتوانید اینجا بخوانید
