وبلاگ مهرداد

Mehrdad's Blog

Saturday, November 27, 2004

 

فرهنگ خشونت و استبداد

مسئله خشونت بر علیه زنان و کودکان ریشه در فرهنگ ما دارد. منشا ترویج این فرهنگ را باید در تصویری که جامعه از یک خانوادۀ سنتی ترسیم می کند دید. این خانواده در فرهنگ ما خانواده ای است که در آن پدر در نقش یک دیکتاتور مصلح ظاهر میشود که مسئولیت حفاظت از حریم خانواده و فراهم کردن موجبات خوشبختی آن را به عهده دارد. صفاتی چون "با غیرت"، "مقتدر" و "نان آور" در موردش به کار برده می شود. در عین اینکه عشق و علاقۀ او به خانواده اش محرز است، اما سرپیچی و نافرمانی از او از طرف همسر و فرزندانش سزاوار مجازات است. خشونت او به عنوان مصلحت خواهی توجیه می شود. فقط در صورت افراط در استفاده از ابزار خشونت او مورد سرزنش جامعه قرار می گیرد ولی نفس استفاده از خشونت مذموم نیست.

در برابر این مدل، مدل دیگری از خانواده وجود دارد که بر مبنای علاقه و احترام متقابلی است با هدف حفظ و پرورش خانواده در محیطی که تشویق و ترغیب به جای تنبیه و مجازات استفاده می شود. ادارۀ خانواده بر اساس مشارکت دو نفر با مسئولیت و اختیارات برابر است. اطاعت فرزندان نتیجۀ عشق و احترام است و نه ترس از مجازات.

مفاهیمی که مدل دیکتاتور مصلح را ترویج می کند از کودکی در ما تقویت می شود. از محیط مسلط در خانواده و سیستم آموزشی کودکان گرفته، تا مذهبی که این مدل را به صورت "ولایت فقیه" ترویج می کند، تا حکومتی که شلاق زدن و اعدام در ملاء عام را برای مصلحت جامعه و به اصطلاح حفظ ارزشها و زدودن ناپاکیها از جامعه استفاده می کند.

مبارزه با خشونت بیش از هر چیز دیگری یک مبارزۀ فرهنگی است که درمرکز آن شکستن مدل " دیکتاتور مصلح" قرار دارد. مبارزه برای وضع قوانین مترقی که حقوق زنان و کودکان را تضمین کند، یا مثلا الحاق حکومت اسلامی به کنوانسیونهای جهانی، و یا حتی سرنگونی حکومت اسلامی شرط لازم برای تغییر وضع موجود است ولی شرط کافی نیست. تا تحول فرهنگی در جامعه صورت نگیرد و مدل خانواده به عنوان کانون محبت و احترام متقابل در جامعه ترویج نشود این مبارزه به هدف نهایی که ریشه کردن خشونت در جامعه است نمی رسد..

Wednesday, November 24, 2004

 

از آب در آمدیم و بر خاک شدیم

یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از آب در آمدیم و بر خاک شدیم
عمر خیام

دیروز خبر درگذشت ناگهانی پدر یکی از دوستانم به او رسید. امروز به دیدنش رفتیم. بیشتر از هر چیز دیگر از اینکه نتوانسته بود در لحظات آخر عمر پدرش با او باشد، ناراحت و مغموم بود.

اکثر خانواده هایی که می شناسم، در کشورهای مختلف پراکنده و از هم دیگر دور هستند. پدر و مادرها به دور از فرزندان و نوه هایشان پیر می شوند و دورانی را که بیش از هر چیز دیگری به آنها نیاز دارند در تنهایی سپری می کنند.

رفتن هر عزیزی باعث می شود قدر لحظات با هم بودن ها را بیشتر بدانیم. این لحظات را مغتنم شمریم.


Sunday, November 21, 2004

 

کتابهای کودکان


برای اینکه دو فرزند کوچکمان زبان مادری یادشان نرود، علاوه بر صحبت کردن روزمره به فارسی، کتابهای داستان فارسی را هم که دوستان و فامیل از وطن می فرستند برایشان می خوانیم. کتابها صرف نظر از کیفیت چاپ، اکثرا محتوای نسبتا خوبی دارند. یکی از داستانهای مورد علاقه شان هم قصۀ دزده و مرغ فلفلی است که شرح سفر بچه ای به اسم فلفلی به شهرهای ایران است به دنبال دزد مرغش. قصه به شعر نوشته شده، و تعداد زیادی از شهرهای ایران و چیزی را که شهرها به آن معروفند در آن ذکر شده، چای لاهیجان و جنگلهای بلوط خرم آباد و حافظیۀ شیراز و غیره.

چند وقت پیش چند کتاب از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به دستم رسید. یادم می آید وقتی من بچه بودم بهترین کتابهای کودکان، کتابهای کانون بود که همیشه محتوای خوبی داشت و در آنها مفاهیم انسانی در قالب داستانهای قشنگی متناسب با زبان و درک کودکانه بیان شده بود. اگر اشتباه نکنم شاملو هم در رژیم گذشته مدتی مسئول این کانون بود و بسیاری کتابهای خوب در آن زمان منتشر شد. از بین این کتابهای جدید دورۀ اسلامی چندتایی بد نبودند ولی یکی از این کتابها را من مجبور شدم وسط خواندن برای بچه ها سانسورش کنم و خودم یک جوری سر و ته قصه را به هم بیاورم و کتاب را برای همیشه کنار بگذارم. کتاب، داستان گربه ای بود که می خواست با موش ها دوست شود ولی بعد از یک سری اعمال سادیستی، از قطع کردن دم گربه با ساطور به دست موش تا از جا کنده شدن کلۀ موش به وسیله گربه، این دوستی سرانجام فاجعه آمیزی پیدا می کند . گویا قصد نویسنده توضیح مضرات دوست نادان بوده که به این صورت وحشیانه برای بچه های خردسال توصیف کرده بود. شاید هم طرف از این نویسنده های مکتبی بوده که دنیا را صحنۀ جنگ انصار اسلام و کفار میبیند، و می خواسته به بچه های پنج شش ساله بفهماند که اگر با به اصطلاح دشمنت طرح دوستی بریزی کله ات را به باد می دهی!! خلاصه ازآن به بعد بیشتر مواظب هستم و کتابهایی که محتوای ایدیولوژیک(!) دارند یکراست روانۀ آشغالدان می کنم.

Saturday, November 20, 2004

 

آیندۀ نامعلوم

چند وقت پیش بوش در یک مصاحبۀ مطبوعاتی گفته بود که از انتخابات سرمایه ای سیاسی کسب کرده ام که قصد دارم در چهار سال آینده خرجش کنم که در حقیقت یعنی هر کار بخواهم میکنم. اخیرا هم با رفتن پاول، کاندلیسا رایس را به جایش نشاند. رایس قبلا عضو هیئت رئیسۀ شرکت بزرگ نفتی شِوران بوده و حتی یک نفتکش هم به اسمش کرده بودند. مجلس نمایندگان و سنای آمریکا هم که دربست در اختیارش است. اخیرا هم گویا می خواهد یکی از نیوکانهای دو آتشه را سفیر آمریکا در اسراییل کند. خلاصه به نظر می آید که آمریکا سیاست جنگ طلبانۀ خود را شدیدتر در خاور میانه دنبال کند. کشتاری که در فلوجه کردند هم نشان می دهد که مسئلۀ عراق را هم میخواهند با زور اسلحه به هر قیمتی که شده هر چه زودتر فیصله دهند.

خلاصه به نظر نمی آید که حکومت اسلامی به این سادگی بتواند با بوش کنار بیاید و باید هزینۀ هنگفتی بپردازد. احتمالا علت علم کردن دوبارۀ رفسنجانی که هم تجربۀ زدوبند با جمهوریخواهان آمریکا از یک طرف و سرکوب مردم از طرف دیگر دارد همین است. چند سال پیش رفسنجانی کتاب قطوری چاپ کرد به نام "عبور از بحران" که در حقیقت تمجیدنامه ای از خودش بود که چگونه حکومت اسلامی را از بحران نجات داده و گویا به خیال خود می خواهد جلد دومش را با بازگشت خود به صحنه بنویسد.

Saturday, November 13, 2004

 

2 = 1

گول ظاهر بعضی چیزها را نباید خورد، حتی اگر در نگاه اول منطقی به نظر بیاید.

Sometimes seemingly logical arguments deceive you.

Consider the series

S = 1 – ½ + 1/3 – ¼ + 1/5 – 1/6 + … = ½ + 1/3 – ¼ + 1/5 – 1/6 + … x

From left hand side, it can be shown that S < 1, and from the right hand side, S > ½ (how?) . Multiply the series by 2.

2S = 2 – 1 + 2/3 – ½ + 2/5 – 1/3 + … x

Rearrange the terms:

2S = (2 – 1 ) – ½ + (2/3 – 1/3) – ¼ + (2/5 – 1/5) - … = 1 – ½ + 1/3 – ¼ + 1/5 - … = S

since 1/2 < S < 1, we can divide both sides by S, and arrive at 2 = 1

Sunday, November 07, 2004

 

دستگیری وبلاگ نویس دیگری در ایران

وبلاگ حسن آقا خبر از دستگیری یک وبلاگ نویس دیگر میدهد. این هم یک خبر دیگر در مورد این وبلاگ نویس زندانی.

باز خبر دیگری از دستگیریهای اخیر.

Wednesday, November 03, 2004

 

پیروزی بوش

همانطور که انتظار می رفت بوش برنده شد تا 4 سال دیگر به سیاست های جنگ طلبانۀ خود ادامه دهد. بعد از عراق هم نوبت ایران خواهد رسید. سردمداران جمهوری اسلامی با سابقۀ زد و بندهایی که با جمهوری خواهان آمریکا دارند خیال می کنند که با بوش هم می توانند یک جوری کنار بیایند، اما نقشه ای که بوش برای ایران کشیده چندان معلوم نیست. از یک طرف پشتیبانی بی قید و شرط از اسراییل و نفوذ نيوکانها او را به سمت حملۀ نظامی می کشد و از طرفی شکست عراق و نارضایتی مردم آمریکا از جنگ او را از روش های خشن بر حذر می کند. این وسط مردم ایران از یک طرف چماق حکومت اسلامی بر سرشان است و از طرف دیگر خطر بمباران ها و خرابی های جنگ با آمریکا یا مشقات محاصرۀ اقتصادی تهدیدشان می کند.