Monday, June 20, 2005
مصیبت
من متعجب بودم که چطور شد کروبی پنج میلیون رای آورد، اما حالا میبینم با این شهامتی که تا کنون نشان داده پنج میلیون رای خودش که هیچ، مستحق بود آن چهار میلیون رای معین هم به او میرسید! اگر اینها بازی نباشد که فکر نمیکنم باشد، به نظر میرسد نقشهی بیت رهبری این جا دچار اشکال شده و یکی پیدا شده که به این سادگیها حاضر نیست کوتاه بیاید.
اما شهامت تنها کافی نیست. کاش مدعیان رهبری اصلاحات بینش سیاسی از خود در این شرایط نشان میدادند. آیا امکان این وجود دارد که کسانی که داعیهی رهبری فکری و تشکیلاتی جنبش اصلاحطلبان را دارند به جای دویدن به دامان رفسنجانی(که کارنامهی هشت سال ریاستش و باندبازیهای مافیاییش پیش رویشان است)، با پشتوانهی همین آرایی که به دست آوردهاند، تشکیلات انتخاباتی که در دست دارند،و اقلیتی که در مجلس دارند، دولتی که در دست دارند، به کروبی بپیوندند و با استفاده از مدارکی که حتما ازطریق وزارت کشور و وزارت اطلاعات دولت خاتمی در مورد دخالتهای سپاه، شورای نگهبان، و خامنهای در دست دارند، در این آخرین فرصت، به یک مقابلهی رودررو و صریح و منسجم با سلطهی نظامی-استبدادی بیت رهبر دست بزنند؟ منظورم ریختن مردم به خیابانها و آشوب نیست، بیانیههای دوپهلو و مبهم هم دردی را دوا نمیکند. بلکه حرکات حساب شده و هماهنگ با پیشگامی خود خاتمی، معین و دیگر کسانی که داعیهی رهبری جنبش اصلاحطلبی را دارند. در اولین قدم، آیا وزارت کشور نمیتواند موارد تقلب و مداخلهها را افشا کند و دور دوم انتخابات را تا بررسی تخلفات به عقب بیندازد؟ یا شورای نگهبان دستشان را در اینجا هم بسته است؟
البته جواب این سوالها را میدانم. آنموقع که خاتمی میتوانست با آن همه پشتیبانی مردمی راه رفراندوم را برگزیند و دست شورای نگهبان را کوتاه کند کاری نکرد، حالا که دیگر در موقعیت ضعیفتری است. کار به جایی رسیده که انتخاب بین بد و بدتر به انتخاب بین مصیبت و فاجعه تبدیل شده.
به استقبال مصیبت، برای جلوگیری از فاجعه؟!
اما شهامت تنها کافی نیست. کاش مدعیان رهبری اصلاحات بینش سیاسی از خود در این شرایط نشان میدادند. آیا امکان این وجود دارد که کسانی که داعیهی رهبری فکری و تشکیلاتی جنبش اصلاحطلبان را دارند به جای دویدن به دامان رفسنجانی(که کارنامهی هشت سال ریاستش و باندبازیهای مافیاییش پیش رویشان است)، با پشتوانهی همین آرایی که به دست آوردهاند، تشکیلات انتخاباتی که در دست دارند،و اقلیتی که در مجلس دارند، دولتی که در دست دارند، به کروبی بپیوندند و با استفاده از مدارکی که حتما ازطریق وزارت کشور و وزارت اطلاعات دولت خاتمی در مورد دخالتهای سپاه، شورای نگهبان، و خامنهای در دست دارند، در این آخرین فرصت، به یک مقابلهی رودررو و صریح و منسجم با سلطهی نظامی-استبدادی بیت رهبر دست بزنند؟ منظورم ریختن مردم به خیابانها و آشوب نیست، بیانیههای دوپهلو و مبهم هم دردی را دوا نمیکند. بلکه حرکات حساب شده و هماهنگ با پیشگامی خود خاتمی، معین و دیگر کسانی که داعیهی رهبری جنبش اصلاحطلبی را دارند. در اولین قدم، آیا وزارت کشور نمیتواند موارد تقلب و مداخلهها را افشا کند و دور دوم انتخابات را تا بررسی تخلفات به عقب بیندازد؟ یا شورای نگهبان دستشان را در اینجا هم بسته است؟
البته جواب این سوالها را میدانم. آنموقع که خاتمی میتوانست با آن همه پشتیبانی مردمی راه رفراندوم را برگزیند و دست شورای نگهبان را کوتاه کند کاری نکرد، حالا که دیگر در موقعیت ضعیفتری است. کار به جایی رسیده که انتخاب بین بد و بدتر به انتخاب بین مصیبت و فاجعه تبدیل شده.
به استقبال مصیبت، برای جلوگیری از فاجعه؟!
