وبلاگ مهرداد

Mehrdad's Blog

Tuesday, June 28, 2005

 

یک ذره هم خوش‌بینی

اسکات ریتر، که هشدارهای دقیقی راجع به طرح جنگ آمریکا با عراق قبل از شروع جنگ داده بود، حالا هم خبر از شروع جنگ آمریکا با ایران را می‌دهد. انتخاب احمدی‌نژاد هم که هیزم خوبیست در دست بوش برای شعله‌ور کردن احساسات مردم آمریکا و آماده کردن افکار عمومی آمریکایی‌ها. اما آدم خوش‌بین باید همیشه قسمت پر لیوان را ببیند، هر چند شاید چند قطره‌ای بیشتر ته لیوان نباشد!

نارضایتی ازجنگ با عراق در بین مردم آمریکا برای اولین بار از مرز 55 درصد گذشته ( برخلاف نظرسنجی‌های الکی انتخابات ایران، این نظر‌سنجی‌های آمریکایی‌ها معمولا دقیق است) چند روز پیش هم اعضای کنگره‌ی آمریکا از جمله چند جمهوری‌خواه از دولت بوش در باره‌ی مشکلاتی که در عراق وجود دارد حسابی بازخواست کردند. چِینی، معاون بوش هم، که طبق معمول با پرروگری همیشگیش ادعا کرده بود مقاومت در عراق آخرین نفس‌هایش را می‌کشد، توسط ژنرال‌های خودش که گفتند اصلا چنین چیزی نیست خیط شد. قیمت نفت هم که از بشکه‌ای شصت دلار گذشته و اقتصاد وابسته به نفت جهان تحمل جنگ دیگری در خاورمیانه را ندارد. از آنطرف هم رئیس‌جمهور ایران هیچ موقع اهرم قدرت را در مورد سیاست خارجی و بخصوص رابطه با آمریکا و مسائل انرژی اتمی در دست نداشته و این چیزها همیشه دست بیت رهبری و شورای امنیت ملی بوده و آمدن احمدی‌نژاد شاید چیزی را در این مورد عوض نکند.

علاوه بر آن همان طور که اقتدارگرایان اسلامی یکدست نیستند، نومحافظه‌کارهای آمریکایی و تئوریسین‌هایشان هم، که تاثیر مستقیمی در سیاستهای خارجی بوش دارند، عقاید یکسان و یکدستی ندارند. مثلا یکی از این تئوریسین‌های کله گنده‌ی نومحافظه‌کار فرانسیس فوکویاما است. کسی که به گفته‌ی خودش نومحافظه‌کاری در تار و پودش است. همان کسی که در سال 89 پایان تاریخ را اعلام کرد، به این معنی که لیبرال دمکراسی آمریکایی به عنوان سیستم ایده‌آل بشر آخرین مرحله‌ی تکامل شکل حکومت در جامعه‌ی بشری خواهد بود و بهتر از آن دیگر در جهان چیزی پیدا نخواهد شد. یکماه بعد از واقعه‌ی یازده سپتامبر هم به سبک خمینی اعلام کرد "اسلام هیچ غلطی نمی‌تواند بکند" و دمکراسی و بازار آزاد مورد نظر او علی‌رغم مقاومت اسلام در جهان حکمفرما خواهد شد. حتی اعلام کرد که اسلام تعارض ذاتی با دمکراسی دارد و کشورهای مسلمان نمی‌توانند پذیرای دمکراسی دلخواه او باشند و مشکلشان هم فقط آن اقلیت افراطی نیست. چیزی که حتی خود بوش هم با وجودیکه شاید به آن اعتقاد هم داشته باشند آشکارا بیان نمی‌کند. چنین کسی چند وقت پیش انتقادات جدی در باره‌ی سیاست خارجی بوش مطرح کرد: یکی اینکه صادر کردن دمکراسی غلط است و عراق نمونه‌ی بارز شکست این سیاست است. دوم اینکه آمریکا نمی‌تواند به تنهایی عمل کند و به همراهی کشورهای دیگر برای مشروعیت بخشیدن به سیاستهایش احتیاج دارد. و جالبترین انتقادش اینکه تحمیل طرز تفکر اسرائیلی بر سیاست خارجی آمریکا اشتباه محض است! که این آخری واقعا از یک نومحافظه‌کار کارکشته بعید است، اما نشان می‌دهد که بوی گندکاری بوش به خاطر دنباله‌روی از سیاست‌‌های اسرائیل در خاورمیانه آنقدر خفه کننده است که صدای خودی‌ها هم درآمده.

البته این طرز فکر در میان نومحافظه‌کارها در اقلیت است و در مقابل آن عده‌ی زیادی هم هستند که ارتباط نزدیکتری به بوش دارند و بی‌صبرانه منتظر بمباران کردن ایران هستند. اما کارشان هر روز که می‌گذرد مشکل‌تر می‌شود. حالا باید دید احمدی‌نژاد و پشتیبانانش عقلشان می‌رسد که بازیچه‌ی دست جناح‌های جنگ‌طلب بوش نشوند و با شعارهای احمقانه و ژست‌های انقلابی الکی، که فقط خوراک تبلیغاتی نظرسازان آمریکایی می‌شود، آب به آسیاب نومحافظه‌کارهایی که منتظر فرصتی برای حمله‌ی نظامی به ایران هستند نریزند؟ شاید بزرگترین پشتیبان خارجی برای ایران، که بتواند ازحمله‌ی احتمالی آمریکا پیشگیری کند، خود مردم آمریکا هستند!

خلاصه این هم چند قطره خوش‌بینی در میان صحرای خشک یأس!