Friday, April 01, 2005
رواتشناسی رفتار انسانها در دنیای مجازی
وبلاگ سایه آبی بحث جالبی را در مورد مجازی خواندن یا نخواندن دنیای اینترنت شروع کرده. یکی از خصایص این دنیای مجازی تغییر محسوس رفتار انسانها در این محیط است. که بعضی از شرکت کنندهها در بحث آن را به لفظ مجازی که مفهوم غیر حقیقی بودن را القا میکند ربط دادهاند. اما این تغییر رفتار شاید ربط چندانی به لفظ « مجازی » نداشته باشد و پدیدهای جهانی است. در انگلیسی به دنیای اینترنت:
cyberspace
میگویند که آن بار « غیر حقیقی » بودن را ندارد اما در بین ساکنان انگلیسی زبانش همان تغییر رفتار به چشم میخورد. پس شاید به واژهی مجازی مربوط نباشد. به نظر من این موضوع بیشتر به احساس تسخیر ناپذیر بودنی که به انسانها با نشستن پشت صفحهی کامپیوتر دست میدهد ربط داشته باشد. احساسی که ناشی از ناشناس بودن و عدم تماس نزدیک فیزیکی است. انسانها رُکتر و بیپرواتر میشوند و چیزهایی میگویند که در روابط اجتماعی معمول به زبان نمیآورند.
بعد از یک جستجوی مختصر در اینترنت مقالهای پیدا کردم که تا حدی نظرم را تایید کرد. البته به احساس غیرحقیقی بودن ارتباط اشاره میکند اما نه به علت واژهای که برایش به کار میبریم بلکه به علت شکل ارتباط.
مقالهی مفصلی است و به عوامل زیادی اشاره میکند، که من اینجا مختصر چند تایی را ذکر میکنم بقیه اش را خودتان انجا بخوانید:
ناشناس بودن. دنیای مجازی این فرصت را به تو میدهد که برای خود شخصیتی دیگر بسازی. حتی اگر از اسم اصلی خود استفاده کنی. به خوانندهای که فرسنگها با تو فاصله دارد و شاید در تمام عمرش ترا نخواهد دید، هر جور که دوست داشته باشی میتوانی خود را عرضه کنی. در چنین شرایطی رفتار تو عواقبی را که در زندگی روزمره انتظار داری به بار نمیآورد.
نامریی بودن و دور از چشم بودن. در دنیای مجازی مانند آدم نامرئی میتوانی به هر کجا سر بکشی بدون اینکه کسی تو را ببیند. و وقتی هم که خود را نشان میدهی لازم نیست نگران وضع ظاهر و طرز حرف زدن و غیره باشی. واکنش طرف مقابل را هم نمیبینی که مثلا با واکنش منفی اخم و بیتوجهی و غیره، تو را از گفتن حرفت بازدارد،.
همزمان نبودن ارتباط. حرف خود را بدون اینکه کسی وسط حرفت بپرد میزنی. واکنش آنی طرف مقابل در آنچه تو میخواهی بگویی تاثیری نمیگذارد، حتی اگر گفتارت ناخوشایند باشد میتوانی آنرا در معرض دید همه بگذاری و بروی، عملت میتواند حالت « جنگ و گریز » داشته باشد.
صدای درون! عدم تماس نزدیک و فیزیکی با طرف مقابل ممکن است این احساس را به تو بدهد که محاوره در ذهنت انجام میگیرد. در گفتگوی درونی خود را آزادتر حس میکنی تا آنچه در دل داری به زبان بیاوری.
همهاش بازی است! بوجود آوردن شخصیت مجازی این احساس را به تو میدهد که تمام اینها فقط یک بازی است و جدی نیست و میتوانی آن را به شوخی بگیری. تا از جلو کامپیوتر بلند میشوی بازی تمام میشود و بعد میتوانی جدی باشی.
همه با هم برابریم و کنترلی وجود ندارد. در دنیای اینترنت سلسله مراتب و موقعیت اجتماعی و غیره معنی ندارد. در انیجا آنارشیسم، نه به معنای هرج و مرج بلکه به معنای عدم وجود کنترل مرکزی، حکمفرماست که به تو آزادی رفتار بیشتری میدهد.
البته این طرز رفتارها عمومیت کامل ندارد و شدت و ضعفش به شخصیت فرد هم مربوط میشود.
cyberspace
میگویند که آن بار « غیر حقیقی » بودن را ندارد اما در بین ساکنان انگلیسی زبانش همان تغییر رفتار به چشم میخورد. پس شاید به واژهی مجازی مربوط نباشد. به نظر من این موضوع بیشتر به احساس تسخیر ناپذیر بودنی که به انسانها با نشستن پشت صفحهی کامپیوتر دست میدهد ربط داشته باشد. احساسی که ناشی از ناشناس بودن و عدم تماس نزدیک فیزیکی است. انسانها رُکتر و بیپرواتر میشوند و چیزهایی میگویند که در روابط اجتماعی معمول به زبان نمیآورند.
بعد از یک جستجوی مختصر در اینترنت مقالهای پیدا کردم که تا حدی نظرم را تایید کرد. البته به احساس غیرحقیقی بودن ارتباط اشاره میکند اما نه به علت واژهای که برایش به کار میبریم بلکه به علت شکل ارتباط.
مقالهی مفصلی است و به عوامل زیادی اشاره میکند، که من اینجا مختصر چند تایی را ذکر میکنم بقیه اش را خودتان انجا بخوانید:
ناشناس بودن. دنیای مجازی این فرصت را به تو میدهد که برای خود شخصیتی دیگر بسازی. حتی اگر از اسم اصلی خود استفاده کنی. به خوانندهای که فرسنگها با تو فاصله دارد و شاید در تمام عمرش ترا نخواهد دید، هر جور که دوست داشته باشی میتوانی خود را عرضه کنی. در چنین شرایطی رفتار تو عواقبی را که در زندگی روزمره انتظار داری به بار نمیآورد.
نامریی بودن و دور از چشم بودن. در دنیای مجازی مانند آدم نامرئی میتوانی به هر کجا سر بکشی بدون اینکه کسی تو را ببیند. و وقتی هم که خود را نشان میدهی لازم نیست نگران وضع ظاهر و طرز حرف زدن و غیره باشی. واکنش طرف مقابل را هم نمیبینی که مثلا با واکنش منفی اخم و بیتوجهی و غیره، تو را از گفتن حرفت بازدارد،.
همزمان نبودن ارتباط. حرف خود را بدون اینکه کسی وسط حرفت بپرد میزنی. واکنش آنی طرف مقابل در آنچه تو میخواهی بگویی تاثیری نمیگذارد، حتی اگر گفتارت ناخوشایند باشد میتوانی آنرا در معرض دید همه بگذاری و بروی، عملت میتواند حالت « جنگ و گریز » داشته باشد.
صدای درون! عدم تماس نزدیک و فیزیکی با طرف مقابل ممکن است این احساس را به تو بدهد که محاوره در ذهنت انجام میگیرد. در گفتگوی درونی خود را آزادتر حس میکنی تا آنچه در دل داری به زبان بیاوری.
همهاش بازی است! بوجود آوردن شخصیت مجازی این احساس را به تو میدهد که تمام اینها فقط یک بازی است و جدی نیست و میتوانی آن را به شوخی بگیری. تا از جلو کامپیوتر بلند میشوی بازی تمام میشود و بعد میتوانی جدی باشی.
همه با هم برابریم و کنترلی وجود ندارد. در دنیای اینترنت سلسله مراتب و موقعیت اجتماعی و غیره معنی ندارد. در انیجا آنارشیسم، نه به معنای هرج و مرج بلکه به معنای عدم وجود کنترل مرکزی، حکمفرماست که به تو آزادی رفتار بیشتری میدهد.
البته این طرز رفتارها عمومیت کامل ندارد و شدت و ضعفش به شخصیت فرد هم مربوط میشود.
پ.ن. در ضمن این مطلب در باره ی اخلاق وب نگاری از وبلاگ پیام ایرانیان هم خواندنی است که البته قرار است ادامه پیدا کند..
