Wednesday, March 16, 2005
ارتداد
محمد سیفزاده وکیل مدافع مجتبی سمیعینژاد، یکی از وبلاگنویسهای بازداشتی، در مصاحبهای گفته که یکی از اتهامات موکلش ارتداد است. این اتهام آدم را به یاد دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطای اروپا میاندازد که حکم قتل و سوزاندن هزاران نفر را به جرم مرتد بودن صادر کردند و جایی درقرن بیستویکم نباید داشته باشد.
برای ارتداد حتی در قوانین عجیب و غریب خود حکومت اسلامی هم مجازاتی در نظر گرفته نشده است. ولی دست قضات شرع در جرمسازی و مجازاتتراشی کاملا باز است. چون در قانون اساسی (اصل 167) آمده که اگر قاضی در قوانین رسمی جرم و مجازاتی برای اتهام پیدا نکرد موظف است به منابع فقهی و اسلامی رجوع کند.
قران در آیهای میگوید در قبول دین هیچ اجباری وجود ندارد، "لا اکراه فی الدین"، اما مجتهدین در رسالههای قطور خود که برای کوچکترین رفتار و آداب مردم، لابد از سر بیکاری، حکم و فتوا صادر میکنند، به آیهی قران و این حرفها کار ندارند و مجازات شرعی ارتداد را برای مرد اعدام و برای زن حبس ابد با اعمال شاقه اعلام کردهاند(یک نابرابری دیگر بین زن و مرد!).
حتی راه توبه را نیز برای بیشتر محکومین به ارتداد بستهاند. چون بر طبق یکی دیگر از این فتواهای عجیب، اگر شخصی مسلمانزاده باشد یا در خانوادهی مسلمان بزرگ شده باشد، مرتد فطری است و توبهاش قبول نیست. اما اگر از خانوادهی نامسلمان باشد میتواند تقاضای توبه کند. نمیدانم با کدام منطق بشری میتوان این را توجیح کرد.
در جریان جنایتهای سالهای شصت و قتلعام زندانیان سیاسی، یکی از سوالاتی که بازجوها در میان سوالهای دیگر از زندانی میپرسیدند، در مورد مذهبی بودن و نماز خواندن پدر و مادر زندانی بود، تا به زندانی بیخبر از مسائل فقهی برچسب مرتد فطری بزنند و اعدامش را قطعی کنند.
نمیدانم امضا کردن طوماراینترنتی برای اعتراض به این اتهام میتواند تاثیری داشته باشد یا نه، اما به هر حال هرچه افکار عمومی نسبت به وضعیت این وبلاگنویسها آگاهتر باشند و اعتراضها شدیدتر، شاید حکومت اسلامی مجبور شود حداقل از دادن حکم سنگین اجتناب کند.
برای ارتداد حتی در قوانین عجیب و غریب خود حکومت اسلامی هم مجازاتی در نظر گرفته نشده است. ولی دست قضات شرع در جرمسازی و مجازاتتراشی کاملا باز است. چون در قانون اساسی (اصل 167) آمده که اگر قاضی در قوانین رسمی جرم و مجازاتی برای اتهام پیدا نکرد موظف است به منابع فقهی و اسلامی رجوع کند.
قران در آیهای میگوید در قبول دین هیچ اجباری وجود ندارد، "لا اکراه فی الدین"، اما مجتهدین در رسالههای قطور خود که برای کوچکترین رفتار و آداب مردم، لابد از سر بیکاری، حکم و فتوا صادر میکنند، به آیهی قران و این حرفها کار ندارند و مجازات شرعی ارتداد را برای مرد اعدام و برای زن حبس ابد با اعمال شاقه اعلام کردهاند(یک نابرابری دیگر بین زن و مرد!).
حتی راه توبه را نیز برای بیشتر محکومین به ارتداد بستهاند. چون بر طبق یکی دیگر از این فتواهای عجیب، اگر شخصی مسلمانزاده باشد یا در خانوادهی مسلمان بزرگ شده باشد، مرتد فطری است و توبهاش قبول نیست. اما اگر از خانوادهی نامسلمان باشد میتواند تقاضای توبه کند. نمیدانم با کدام منطق بشری میتوان این را توجیح کرد.
در جریان جنایتهای سالهای شصت و قتلعام زندانیان سیاسی، یکی از سوالاتی که بازجوها در میان سوالهای دیگر از زندانی میپرسیدند، در مورد مذهبی بودن و نماز خواندن پدر و مادر زندانی بود، تا به زندانی بیخبر از مسائل فقهی برچسب مرتد فطری بزنند و اعدامش را قطعی کنند.
نمیدانم امضا کردن طوماراینترنتی برای اعتراض به این اتهام میتواند تاثیری داشته باشد یا نه، اما به هر حال هرچه افکار عمومی نسبت به وضعیت این وبلاگنویسها آگاهتر باشند و اعتراضها شدیدتر، شاید حکومت اسلامی مجبور شود حداقل از دادن حکم سنگین اجتناب کند.
پ.ن. طبق خبر رادیو فردا مثل اینکه اتهام ارتداد را پس گرفته اند
