Sunday, March 06, 2005
فارگلیسی
زبان فارگلیسی، که تقریبا زبان رسمی بسیاری از ساکنان فارسی زبان قارهی آمریکاست، موضوع بحث، و شاید تمسخر، کسانی است که از ایران یا از جاهای دیگر به اینجا سفر میکنند. تقریبا همهشان هم سخنرانی غرایی در باب لزوم پاسداری از زبان مادری و تدریس زبان فارسی به کودکان ایرانی در خارج تحویلمان میدهند.
اما مسالهی فارگلیسی حرف زدن شاید تا حد زیادی به رابطهی بین تفکر و زبان مربوط شود. ما وقتی راجع به موضوعی فکر میکنیم، تمام مفاهیم را به کلمات تبدیل نمیکنیم و خیلی از مفاهیم بصورت انتزاعی در ذهن میچرخد و فقط هنگام بیان مطلب است که سعی میکنیم آن را در قالب کلمات بیان کنیم. در حقیقت بیشتر اوقات، ذهن زبان تفکر را به زبان تکلم ترجمه میکند. مثلا ممکن است به مجرد دیدن چشمهای مفاهیم تشنگی و آب به ذهنمان بیاید، اما تشنگی احساسی را در ذهن تداعی میکند و آب هم «چیزی را که این احساس تشنگی را رفع میکند» در ذهن تصویر میکند. بعد که میخواهیم آن را به دیگری بگوییم باید دنبال کلمهی مناسب برای «آب» و «تشنگی» بگردیم. برای بعضیها زبان تفکر به زبان تکلم نزدیکتر است و کار ترجمه آساتر. اما برای عدهای، بر اساس اینکه کلمات زبانهای مختلف چگونه در ذهن طبقهبندی شدهاند و در مورد آن مفهموم از کدام زبان بیشتر استفاده کرده اند، ممکن است جملهای که میگویند فارگلیسی از آب درآید. خلاصه اینکه فارگلیسی زبانها تقصیر ندارند و مشکل بیشتر به سیمکشی مغز مربوط میشود که دست خود آدم نیست.
به هر حال، قاطی کردن کلمات فارسی و انگلیسی کار درستی نیست، اما شاید بدتر از آن استفاده نادرست از کلمات فارسی است که به علت ترجمههای تحتالفظی از عبارتهای انگلیسی و فرانسوی و غیره وارد زبان فارسی شده است، و اکثر کسانی که این سخنرانیها را در بارهی پاسداری از زبان مادری به خورد ما میدهند، از آن عبارتهای غلط استفاده میکنند. بالاخره تکلیف کلمهی انگلیسی مشخص است و معلوم است که فارسی نیست، اما کلمه یا عبارتی، که با لباس مبدل وارد زبان میشود، و معنی کلمهای را که قرنها معنی و کاربرد مشخصی داشته عوض میکند، مثل دشمنی است که با لباس دوست ظاهر میشود و از پشت خنجر میزند.
مثلا عبارت «در رابطه با» یا «در ارتباط با» که مخصوصا در صحبتهای به اصطلاح روشنفکری تکیهکلام خیلیهاست که اصلا بیمعنی و غلط است. یا عبارت «بیتفاوت» که اصلا ربطی به کلمهی «تفاوت» در فارسی ندارد. یا «روی فلانی حساب کردن» که تصویر یک نفر را که روی کول دیگری سوار شده و یک ماشین حساب روی کلهی طرف گذاشته و مشغول حساب کردن است در ذهن تداعی میکند. البته مقصر اصلی مترجمان تنبلی هستند که این عبارتها را این جوری ترجمه کردهاند، نه کسانی که آنها را مرتب از رادیو و تلویزیون میشنوند و در روزنامهها میخوانند و بعد از آنها استفاده میکنند.
آیا در «رابطه با» این موضوع «بیتفاوت» هستید یا میتوانم «روی نظرتان حساب کنم»؟
