Tuesday, January 11, 2005
شهره آغداشلو در نقش یک تروریست
دیشب یکی از دوستانم زنگ زد و گفت الان در شبکهی تلویزیونی فاکس شهره آغداشلو در یک سریال تلویزیونی به نام 24 ساعت مشغول هنرنمایی است. من هم با اشتياق پای تلويزيون نشستم.
آغداشلو بعد از اینکه سال پیش برای جایزهی اسکار کانديدا شد در مصاحبههای متعددش گله کرده بود که تا قبل از بازی در فیلم خانهی ماسه و مه نقشهای خوبی که استعداد درخشانش را نشان دهد به او پیشنهاد نمیشده، و آن فیلم برای او موقعيت خوبی فراهم آورده که هنرش را به عنوان یک هنرپیشهی ايرانی به جهان بشناساند و برای ایرانیها افتخار کسب کند. با اين سابقهی ذهنی، انتظار داشتم که حتما در این سريال تلويزيونی نقشی در خور يک کانديدای جايزهی اسکار به او دادهاند و افتخار دیگری برای ايرانیها کسب کرده. اما از همان اولين صحنه ای که ديدم، فهميدم که انتظارم بیهوده بوده. او در اين سريال نقش يک زن تروريست را در شهر لوسآنجلس بازی میکرد که با توجه به اسم پسرش در فيلم، بهروز، يک تروريست ايرانی بود. يعنی ايشان منفیترین و خطرناکترین تصويری را که از يک ايرانی میتوان در آمريکا ترسيم کرد در این فيلم به نمايش گذاشت. نقش کسی را که به ظاهر مانند صدها هزار ايرانی ديگر که در اين کشور زندگی میکنند يک زندگی معمولی دارد ولی در خفا در حال اجرای یک توطئهی تروريستی است که در راه آن حاضر است حتی يک دختربچهی بیگناه آمريکايی را که در ضمن دوست دختر پسرش، بهروز، است با قساوت تمام به قتل برساند. گویی به بيننده میگفت گول ظاهر همسایهی موسیاهت را، که انگلیسی را با لهجه حرف میزند، نخور که جان خودت و خانوادهات از او در خطر است. آن مردمی که اسامی نامانوسشان را نمی توانی تلفظ کنی هر لحظه ممکن است از سلول های خفته ی تروريستی خود بيدار شوند و تو را به گروگان بگیرند! فقط اعضای دلير(!) یک سازمان مخفی ضدترورستی آمریکايی هستند که با جدیدترين تکنولوژی های پيشرفته ی جاسوسی و اطلاعاتی میتوانند جلوی اينها را بگيرند!!
خلاصه بيش از چند دقيقه جلو تلويزيون دوام نياوردم. واقعا چندشآور بود ديدن کسی که برای پول و شهرت همدست کسانی شده که ایرانی را یک تروريست منفور تصوير میکنند. اگر شهرت و پول برایش اينقدر اهميت دارد، حداقل دیگر ژستهای روشنفکرمآبانه اش را کنار بگذارد!
