وبلاگ مهرداد

Mehrdad's Blog

Wednesday, December 01, 2004

 

فراخوان ملی برگزاری رفراندم

در سالهای اخیر مردم ایران نشان داده اند که هر گاه موقعیتی برای اعمال نظرشان برای تغییر اوضاع بطور مسالمت آمیز داشته اند که مستلزم تحمل هزینۀ گزافی نبوده، بطور وسیع از آن استفاده کرده اند و به میدان آمده اند. انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی خاتمی منجر شد، نمونۀ بارز این پدیده بود که در آن میلیونها نفر شرکت کردند به امید تغییر اساسی. اما وقتی که شرکت عمومی در حرکتی باعث برخوردهای خشن شود، شرکت در آنها فقط منحصر به رادیکال ترین قشرهای جامعه می شود مثل اعتراضات دانشجویان یا کارگران در سالهای اخیر که به برخورد و زندان و شکنجه انجامید.

به نظر می رسد که توده های وسیع مردم به دنبال انقلاب دیگری نیستند و تحولی تکاملی را انتظار می کشند و به طور عام حاضر نیستند از جان خود مایه بگذارند. این گفته صرفاً بیان واقعیت موجود است و من هیچ قضاوتی در بارۀ اینکه انقلاب بهتر است یا رفرم نمی کنم. در چنین شرایطی این فراخوان برگزاری رفراندم دورنمای مسالمت آمیزی را عرضه می کند که می تواند حمایت اکثریت مردم را جلب کند. و اگر تعداد شرکت کننده گان از محدودۀ استفاده کنندگان اینترنت فراتر رود و به مرزی بحرانی برسد، حتی ممکن است بتواند موجب عقب نشینی حکومت اسلامی شود.

سال پیش که کشمکش های خاتمی با شورای نگهبان به اوج خود رسید، خاتمی می توانست راه رفراندم را برگزیند این فراخوان را آن موقع او به مردم عرضه کند. او با در دست داشتن تریبون مجلس و پشتیبانی مردم شاید می توانست به نتیجه هم برسد. بزرگترین خیانت خاتمی به جنبش اصلاحات و میلیونها نفری که به او رای داده بودند همین بی عملی اوبه خصوص در آن مقطع حساس بود.

حکومت اسلامی بیشتر به سمت میلیتاریزه شدن و سرکوب پیش می رود، و چپاولگرانی که جیبهای گشادی برای خود دوخته اند به این سادگی حاضر به دست کشیدن از منافع خود نیستند. هر حرکتی که به سرنگونی مافیای قدرت و ثروت منتهی شود مستلزم پرداخت هزینه های هنگفتی است که به نظر نمی رسد، جدا از عدۀ معدودی، عامۀ مردم حاضر به تحملش باشند. اما به هر حال این عمل از کارهای دیگر اپوزیسیون که بیشتر وقتشان را به بحث های تئوریک یا درگیری های گروهی یا ائتلاف و انشعاب های پی در پی و بی ثمر صرف می کنند بهتر است. بهترین نکتۀ این حرکت این است که از پیش نسخۀ نهایی برای مردم نپیچیده و مسیری دمکراتیک را برای این حرکت پیش بینی کرده است. در حقیقت کلی گویی آنها در مورد حکومت مبتنی بر حقوق جهانی بشر نه یک نقطه ضعف بلکه نقطۀ قوت این حرکت محسوب می شود.

در کنار تغییرات سیاسی باید تغییرات فرهنگی نیز در جامعه صورت بگیرد و مردم ایران فرهنگ دمکراسی به معنای واقعی آن را درک کنند و بپذیرند. این رفراندم حتی اگر به نتیجه برسد، شاید شرط لازم برای رسیدن به سیستم حکومتیِ عادلانه ای باشد ولی شرط کافی نیست. در کنار آن، فرهنگ دمکراسی، احترام به عقاید یکدیگر،همکاری و کار گروهی بدون دنباله روی کورکورانه و غیره باید در فرهنگ ما جا بیفتد تا دیگر هیچ تغییر و تحولی در کشور منجر به بوجود آمدن یک دیکتاتور جدید نشود. حداقل نتیجه ای که از این فراخوان می توان گرفت تمرین دمکراسی و کار گروهی است که که خود در پیشرفت فرهنگی ما موثر خواهد بود.